جهان با شتابی بیسابقه در حال دگرگونی است و پارادایمهای حاکم بر اقتصاد، اشتغال و توسعه به شکلی بنیادین دستخوش تغییر شدهاند. اگر روزگاری صنایع سنگین و منابع فسیلی ستونهای اصلی ثروتافزایی ملتها به شمار میرفتند، امروز و در فردای پیشِرو، «اقتصاد خدمات، تجربه و ارتباطات» است که نبض توسعه را در دست دارد. آیندهپژوهان بر این باورند که بخش عمدهای از مشاغل پایدار و ارزشآفرین فردا، مستقیم یا غیرمستقیم در منظومهی گردشگری و صنایع وابسته به آن تعریف خواهد شد؛ از خدمات فناورانه و نوآوریهای دیجیتال در سفر گرفته تا بومگردی، گردشگری سلامت، زنجیرههای غذایی محلی و صنایعدستی.
فراتر از ابعاد اقتصادی، گردشگری معتبرترین زبان مشترک جامعهی انسانی و ماندگارترین سفیر «صلح و رواداری» است. انسانها در فرآیند سفر، فراتر از مرزهای جغرافیایی و تفاوتهای عقیدتی، به درک متقابل میرسند و تعصبات جای خود را به همزیستی و پذیرش فرهنگی میدهند. صنعتی که سفر را ممکن میسازد، در حقیقت در حال بنا نهادن دیپلماسی عمومی و صلح میان اقوام و ملتهاست.
در چنین مختصاتی، سخن از ایران و نگین درخشان آن، «همدان» به میان میآید؛ کهنشهری که عنوان بیبدیل «پایتخت تاریخ و تمدن ایرانزمین» را بر پیشانی دارد. همدان شهری نیست که با یک نگاه سطحی و دیداری گذرا کشف شود؛ دیاری است که تاریخ زیر پای هر کوچه و خیابانش نبض میزند و طبیعت الوندش جانبخش جانهای خسته است. با این همه، پرسش اساسی اینجاست: سهم این پایتخت تاریخی از صنعت پویای گردشگری و اشتغالآفرینی آن چقدر بوده است؟ پاسخ صادقانه نشان میدهد که ما نیازمند یک بازنگری عمیق در استراتژیهای میزبانی و افزایش ماندگاری مسافر هستیم.
اگر خانوادهای در سفر به غرب کشور، همدان را به عنوان مقصد انتخاب کند، در یک نگاه سنتی ممکن است با بازدیدی کوتاه از آرامگاه بوعلی و باباطاهر و تپهی هگمتانه، در یک شب یا دو روز پروندهی این سفر را ببندد و دیار ما را به مقصدی عبوری تبدیل کند. اما راهکار دگرگونی این معادله در تعریف همدان به مثابهی «کانون گردشگری غرب ایران» نهفته است. در این هندسه، دو پیشران و قطب بزرگ حضور دارند که توانستهاند تصویری متفاوت از همدان بسازند: «دهکدهی تفریحی توریستی گنجنامه» و «شگفتانگیزترین غار آبی جهان، علیصدر».
این دو مجموعه صرفاً دو نقطه برای بازدید نیستند؛ بلکه دو زیرساخت استراتژیک برای «افزایش ماندگاری مسافر» و موتور محرک «استانگردی» به شمار میآیند. وقتی گردشگری در دهکدهی اقامتی، تفریحی و کوهستانی گنجنامه مستقر میشود، در حقیقت پایگاه مرکزی امن، مجهز و استانداردی برای سفرهای روزانهی خود یافته است. او میتواند بامدادان به قصد تماشای دالانهای زمردین و آبهای زلال علیصدر راهی کبودراهنگ شود، یا در روزهای دیگر به باغهای گردوی تویسرکان، سرابهای خروشان نهاوند، شهر جهانی منبت ملایر و جلوههای رزن سفر کند و شامگاهان برای آرامش و اقامت به گنجنامه بازگردد. این دو برند هویتی گردشگری، ظرفیت آن را دارند که ماندگاری گردشگر را از یک الی دو روز به یک هفته ارتقا دهند؛ اتفاقی که به معنای تزریق واقعی سرمایه به مویرگهای اقتصاد محلی و بازار استان است.
تحقق چنین چشماندازی بیگمان در گرو همافزایی همهجانبه است. نگاه به این دو مجتمع باید از سطح دو مرکز تفریحی معمولی فراتر رود و آنها را به مثابهی ارکان تثبیتکنندهی همدان به عنوان «قطب گردشگری غرب کشور» قلمداد کرد.
امروز، در سالروز جهانی گردشگری، انتظار و تقاضای روشن همهی فعالان این حوزه از مدیریت عالی استان، دستگاههای حاکمیتی و تمامی مدیران ذیربط این است که ساختاری منسجم و جلساتی مستمر و هدفمند برای «هماهنگی بیندستگاهی» شکل دهند. بخش گردشگری نیازمند وحدت رویه، روانسازی فرآیندها، رفع موانع بوروکراتیک و البته اعتماد واقعی به ظرفیتها، دانش و سرمایهگذاری بخش خصوصی است. نباید فراموش کرد که بخش خصوصی با تجربههای عملیاتی ارزشمند و درک مستقیم از نبض بازار، کلید حل بسیاری از چالشهای زیرساختی است.
همدان با تکیه بر میراث گرانسنگ خود و با محوریت شتابدهندگانی چون دهکده تفریحی توریستی گنجنامه و علیصدر، میتواند نه تنها سیمای اقتصادی و معیشت مردم این دیار را رونقی تازه ببخشد، بلکه مناسبات فرهنگی و پویایی اجتماعی استان را در سطحی فراملی بازتعریف کند. فقط کافی است گردشگری را باور کنیم و برای فردای همدان، همدل و هماهنگ گام برداریم.
