مهندس سعید ترابیان
کارآفرین و فعال حوزه گردشگری
تغییرات پرشتاب قرن بیستویکم و تحولات ژرفی که فناوریهای نوین، هوش مصنوعی و اقتصاد شبکهای در ساختار زیست انسانی پدید آوردهاند، تعاریف پیشین کار و تولید را دگرگون کرده است. در این چشمانداز نوظهور، «گردشگری» دیگر صرفاً یکی از بخشهای جنبی اقتصاد خدماتی نیست، بلکه به عنوان «شغل آینده انسان» شناخته میشود. پیشبینیهای جهانی نشان میدهد که در دهههای پیشرو، جوامع انسانی برای حفظ پایداری و تابآوری اقتصادی، ناگزیرند بسیاری از ظرفیتهای بومی خود — از کشاورزی و معماری گرفته تا هویت فرهنگی و صنایعدستی — را در امتداد زنجیره ارزش گردشگری بازتعریف کنند.
تحقق چنین افقی در کشوری چون ایران، با گنجینهای کمنظیر از مواریث کهن و جغرافیای متنوع، نیازمند دو بازوی مکمل است: از یکسو «انرژی و جسارت بخش خصوصی و سرمایهگذاران» و از سوی دیگر «بینش راهبردی و اشراف بینالمللی مدیران و سیاستگذاران». نقطه اتصال و باروری این دو بازو، «همزبانی در فهم روندهای نوین گردشگری جهان» است.
در نظام مدیریت سرزمینی ما، مدیرانکل استانی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نقشی بیبدیل دارند. هر استان در ایران، به لحاظ وسعت و داراییهای ملموس و ناملموس، در قامت یک کشور کوچک است؛ بنابراین مدیرکل استانی در جایگاه راهبر توسعه منطقهای، در صورتی میتواند تصمیماتی آیندهنگرانه و زاینده اتخاذ کند که نبض تحولات بینالمللی این حوزه را از نزدیک لمس کرده باشد.
تصمیمگیری برای مقاصد گردشگری و هدایت زنجیره سرمایهگذاری، پشت درهای بسته و بر پایه نگاههای محلی و بخشنامههای صرفاً متنی شکل نمیگیرد. مفاهیمی چون تابآوری مقاصد، زنجیرههای هتلداری پایدار، گردشگری مبتنی بر تجربه(Experiential Tourism)، پیوند صنایعدستی با طراحی مدرن و پلتفرمهای دیجیتال توزیع سفر، پدیدههایی عینی هستند که در اتمسفر رویدادهای مرجع بینالمللی تبلور مییابند.
رویدادهایی نظیر نمایشگاه بینالمللی گردشگری «فیتور» (FITUR) اسپانیا، بورسی معتبر چون «آیتیبی» (ITB) برلین، یا نمایشگاه «بازار سفر دبی» (ATM)، بسترهایی صرفاً تبلیغاتی برای توزیع اقلام چاپی نیستند؛ آنها بزرگترین کارگاههای تحلیل رفتار سفر، فناوریهای مقصدسازی و جذب سرمایه در جهاناند. تجربه سالهای گذشته و حضور هیئتهای ایرانی و برخی اداراتکل استانی — نظیر تجربه حضور میدانی مدیران استانی و فعالان بخش خصوصی در پاویونهای ایران در فیتور مادرید یا آیتیبی برلین — نشان داده است که همنشینی با الگوهای روز جهان، زاویه دید مدیریتی را تا چه اندازه گسترش میدهد.
دیدن این که چگونه کشوری چون اسپانیا در فیتور، هویت روستایی و میراث فرهنگی خود را به سرمایهای پایدار و ارزشآفرین تبدیل میکند، یا چگونه فناوریهای سبز در مقاصد شهری مدیریت میشوند، ابزاری ارزشمند در دست مدیران ارشد و استانی است.
وقتی مدیری در عالیترین سطوح تصمیمگیری استان یا ستاد، جریانهای نوین بینالمللی را از نزدیک مشاهده و تحلیل میکند، سه اتفاق بنیادین در اکوسیستم توسعه رخ میدهد:
نخست، همافزایی راهبردی میان سیاستگذار و کارآفرین محقق میشود. بخش خصوصی و سرمایهگذارانی که به دنبال خلق فضاهای بومگردی مدرن، هتلهای نوآورانه و زنجیرههای ارزشافزا در صنایعدستی هستند، در مواجهه با مدیری که خود نبض جهان را دیده است، احساس اشتراک دیدگاه میکنند. در این بستر، مدیر حامی و تسهیلکننده ایدههای نوین خواهد بود، چرا که مصادیق موفق آنها را در صحنههای بینالمللی مشاهده کرده است.
دوم، ارتقای کارآمدی تصمیمگیریهای بومی صورت میگیرد. مدیری که با ابزارهای برندینگ مقاصد در رویدادهایی چون فیتور آشنا میشود، هنگام تنظیم بستههای تشویقی و توسعهای برای استان خود، از روشهای آزمونوخطا پرهیز کرده و استانداردهای محکخورده بینالمللی را بومیسازی میکند. این امر، مسیر ورود سرمایه به استان را روان و اعتماد سرمایهگذاران را مضاعف میسازد.
سوم، توسعه بروننگر صنایعدستی و اقتصاد محلی شکل میگیرد. در نمایشگاههای بینالمللی مشخص میشود که صنایعدستی دیگر صرفاً اشیای تزیینی داخل ویترین نیستند، بلکه بخشی از سبک زندگی نوین بهشمار میروند. مدیری که این دگردیسی را لمس کند، سیاستهای حمایتی استان را به سمت طراحی کاربردی، بستهبندی استاندارد و اتصال هنرمندان محلی به بازارهای بینالمللی هدایت خواهد کرد.
سفر مطالعهمحور و حضور هدفمند مدیران کل استانی و متولیان کلان گردشگری در کانونهای تصمیمسازی جهانی، یک برنامه حاشیهای یا امتیازی تشریفاتی نیست؛ بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای ارتقای ظرفیت حکمرانی در مهمترین صنعت آینده است.
همانطور که توسعه دانش پزشکی بدون حضور در کنگرههای مرجع و ارتقای صنایع مادر بدون ارتباط با نمایشگاههای فناورانه ناممکن است، راهبری صنعت پیچیده گردشگری نیز بدون حضور در مجامع تخصصی جهانی ابتر خواهد ماند. برای آنکه ایران در قرن آینده بتواند سهم شایسته خود را از اقتصاد گردشگری بستاند، مدیران ما باید افقهای دوردست را به چشم ببینند؛ تا از دل این جهاندیدگی، پلی استوار میان خلاقیت کارآفرینان و تصمیمسازی حاکمیتی برقرار شود.
