مریم اطیابی / روزنامهنگار
از بجنورد در خراسان شمالی راهی منطقه راز و جرگلان شدهایم. نسیم خنک از میان دشتها و کوههای سرسبز راز و جرگلان میگذرد. جاده که پیش میرود و روستاها را پشت سر میگذارد، کمکم حالوهوای مرز خودش را نشان میدهد؛ دشتهایی که تا دوردست امتداد دارند، خانههایی که زندگی در آنها با دامداری و کشاورزی گره خورده و مردمانی که نزدیکی به مرز، بخشی از جغرافیا و تجربه روزمره زندگیشان است. مرزی که طعم زندگی میدهد نه خطی منحنی روی نقشه.جایی که دو سوی آن، مردمانی با پیوندهای فرهنگی و شباهتهای تاریخی زندگی میکنند.
در برخی نقاط، رودخانه و پهنههای طبیعی میان روستاهای ایران و آبادیهای آن سوی مرز فاصله انداختهاند؛ فاصلهای که گاهی از دور کوتاه به نظر میرسد، اما معنای آن برای رفتوآمد و ارتباط، تابع مقررات مرزی است. از فراز بلندیها، چشمانداز دشت و آبادیهای پراکنده، حس ایستادن در انتهای جاده و آغاز جهانی دیگر را به مسافر میدهد.
در این ناحیه، سکوت دشت گاهی با صدای باد، زنگ گلهها یا سُم اسبی ترکمن شکسته میشود. مردی که اسبها و گلههایش را برای چرا بیرون برده، زنی که در خانه به کارهای روزانه یا بافت دستبافتهای سنتی مشغول است و کودکی که در کوچه روستا بازی میکند، دختران و پسرانی که از مدرسه باز میگردند و پیرمردی که کنار در خانهاش نشسته است. این همه قابی از زندگی جاری در این گوشه مرزیاند. زندگیای که با وجود فاصله از شهرهای بزرگ، سرشار از جزئیات و روایتهایی است که برای مسافر ناآشنا تازه و تماشاییاند.
توپراق؛ اقامتی در قلب زندگی ترکمنی
در این میان گرگز، روستایی در دل جرگلان و در همسایگی مرز ترکمنستان به میزبانی ما نشسته است. اینجا اسبهای اصیل ترکمن بخشی از زندگی مردماند، لباسهای سنتی هنوز نشانی از هویت فرهنگی روستا دارند و مهماننوازی، جزئی از فرهنگ و زندگی روزمره است.
در میان خانههای روستا، اقامتگاه بومگردی توپراق فضایی با حالوهوای فرهنگ ترکمنی است که میتواند نقطه شروعی برای کشف قصههای گرگز باشد؛ از آشنایی با پرورش اسبهای اصیل گرفته تا شنیدن روایت مردمانی که سنتهایشان را در دل زندگی امروز حفظ کردهاند.حالوهوایی شبیه به موزهای از فرهنگ و هنر بومی.
در توپراق باید ساعتها پای صحبت اهالی نشست، درباره رسمورسوم ترکمنها شنید و طعم غذاهای محلی مانند چکدرمه ، قورمه،نان یوخا را چشید. با کودکان زیبا سخن گفت و از نزدیکی روستا به مرز با چشماندازهای اطراف و حالوهوایی خاص لذت برد.
عطر کنجد در چرخش عصاریهای سنتی
گرگز به کنجدهایش هم شهره است.کنجد در مزارع گرگز کشت میشود و در فصل برداشت یعنی مهرماه، کارگاههای سنتی روغنگیری در این روستا فعالیت میکنند. در این کارگاهها از دستگاهی سنتی به نام «جواز» استفاده میشود که در شیوه قدیمی آن، اسب نیروی چرخش دستگاه را تأمین میکرده است. این کارگاهها بخشی از میراث فرهنگی منطقه هستند. قطعا فعالیت یک عصاری سنتی که در آن روغن کنجد به شیوهای بومی استخراج میشود بخشی از جاذبه گردشگری منطقه است.
دویدوخ؛ روستایی که زنانش با ابریشم قصه میبافند
اما روستای دیگر جرگلان، به نام “دویدوخ” شهره است.جایی که گنجینهای ارزشمند در دل خانهها پنهان است؛ گنجینهای که نه در صندوقهای قدیمی، بلکه روی دارهای قالی جان میگیرد. اینجا، صدای کوبیدن شانه بر تار و پود قالی و ضربههای آرام بافندگی دستان زنان هنرمند، رشتههای ظریف ابریشم را به قالیچههایی تبدیل میکنند که از هر دو رو دیدنیاند. شهرت این قالیچههای دورو از مرز این روستا فراتر رفته و توجه علاقهمندان به هنرهای سنتی را در ایران و خارج از کشور جلب کرده است. قیمت این فرشها، بسته به اندازه و کیفیت، از دهها میلیون تومان آغاز میشود و برای نمونههای نفیستر به صدها میلیون تومان و حتی بیشتر میرسد.
سد چندیر و مجموعه گردشگری گونآی
سد “چَندیر” بر روی رودخانه چندیر هم از جاذبههای طبیعی منطقه است؛ پهنهای آبی در میان چشماندازهای روستایی که فرصتی برای عکاسی و تماشای طبیعت فراهم میکند. در کنار آن، مجموعه گردشگری و اقامتی “گونآی” با امکاناتی از جمله سوئیتهای اقامتی، قایقهای موتوری و پدالی، کافیشاپ و سالن پذیرایی معرفی شده است. پیش از سفر، بهتر است درباره فعالیت مجموعه و دسترسی به امکانات آن هماهنگ کنید. شنا در مخزن سد هم به دلیل خطرهای احتمالی توصیه نمیشود.
در راز و جرگلان، اسبهای ترکمن در دشتها میتازند، ابریشم زیر انگشتان زنان هنرمند به فرش تبدیل میشود و دانههای کنجد در عصاریهای قدیمی جان تازه میگیرند؛ بین اهالی ترکمن ایران زندگی طعم و تجربه دیگری دارد.
منبع: میراثباشی
