کارگاهی که روزی از یک کلبه چوبی کوچک در حیاط خانهای در تهران آغاز شد، امروز به محل اشتغال گروهی از هنرجویان سفالگری تبدیل شده است. عاطفه اسروش، متولد ششم شهریور ۱۳۷۰، با کمک وام کارآفرینی کمیته امداد توانست کارگاه شخصی خود را از یک سرگرمی به کسبوکاری با تولید و آموزش مستمر بدل کند.
او پیشتر لیسانس کامپیوتر داشت و در یک شرکت خودرویی مشغول به کار بود؛ رشتهای که هیچ ارتباطی با خاک و سفال نداشت. علاقه به سفالگری در ابتدا فقط برای پر کردن اوقات فراغت شکل گرفت، اما به گفته او، همیشه بر این باور بود که اگر قرار است آموزشی ببیند، باید دارای اعتبار علمی هم باشد.
از کارآموزی تا تدریس؛ مسیری که در جهاد دانشگاهی آغاز شد
اسروش آموزش سفالگری را در جهاد دانشگاهی دانشکده هنر آغاز کرد و همزمان با شغل خود، ساعات خالیاش را در کارگاهها به کارآموزی گذراند. سرعت یادگیری او در همان دوره باعث شد مدیر کارگاه پیشنهاد دهد که در همانجا بماند و به هنرجویان تازهوارد آموزش دهد؛ نخستین تجربه تدریس او.
پس از مدتی، از شغل ثابت خود بیرون آمد و با پول اندکی که در اختیار داشت و با راهنمایی یکی از استادانش، کارگاه شخصیاش را راهاندازی کرد. پدرش که سالها با چوب و سازههای چوبی کار کرده بود، برای حمایت از او در گوشه حیاط خانه کلبهای چوبی ساخت که بهتدریج با ابزار، کوره و وسایل سفالگری پر شد.
کورهای که در روزهای جنگ هم خاموش نشد
با گذشت زمان، کلبه کوچک پدری پاسخگوی حجم تولید نبود و کارگاه از خانه بیرون آمد. اکنون او پنج سال سابقه آموزش سفالگری به کودکان در سراهای محله و آموزشگاههای مختلف دارد و شماری از شاگردان قدیمیتر نیز در روند تولید سفارشها مشارکت میکنند.
به گفته اسروش، حتی در روزهای جنگ که صدای انفجار از فاصله دور و نزدیک شنیده میشد، آتش کورههای کارگاه خاموش نشد. هنرجویان در آن ایام برای ساختن نه، بلکه برای آرامش و دوری از فضای ملتهب بیرون به کارگاه میآمدند.
حمایت کمیته امداد پس از ناکامی در دریافت وام میراث فرهنگی
برای توسعه کارگاه، اسروش ابتدا با جواز کسب مبتنی بر مدرک آموزشی خود سراغ دریافت تسهیلات از سازمان میراث فرهنگی رفت، اما با این پاسخ روبهرو شد که پرداخت وامها متوقف شده است. در نهایت از طریق کمیته امداد امام خمینی، وام کارآفرینی گرفت و با آن تجهیزات کارگاه را تکمیل کرد.
حمایت این نهاد تنها به تسهیلات مالی محدود نشد؛ بازدید از کارگاه، دعوت به نمایشگاهها و فراهم کردن غرفه برای عرضه محصولات بخش دیگری از این همکاری بود. اسروش بخشی از میز غرفه خود را همیشه به شاگردانش میداد تا آنها هم محصولاتشان را عرضه کنند.
«من دقیقاً در اوج نیاز کمک به من رسید؛ درست همانجایی که داشتم کم میآوردم.»
دو سال بعد، برای بار دوم کمیته امداد حامی او شد؛ اینبار برای خرید کوره دوم و گسترش بیشتر کارگاه. اسروش میگوید فروش حضوری محصولات برای شاگردانش صرفاً معامله مالی نیست، بلکه تمرینی برای ایستادن مقابل مشتری و باور داشتن به کاری است که با دست ساخته شده است.
کارگاه سفالگری اسروش نمونهای از مسیری است که در آن یک علاقه شخصی، با پشتوانه آموزش رسمی و حمایت نهادهای اشتغالزا، به کسبوکاری پایدار تبدیل میشود. تجربهای که در کنار تولید محصول، فرصت آموزش و اشتغال برای گروهی از هنرجویان را نیز فراهم کرده است.
