مواریث فرهنگی، از ساده و دیرینهترین ساختههای اندیشه و هوش و مهارت دست خویشاوندان پیشاتاریخیِ جامعه و جهان بشری ما تا ژرف و ریشهای و سرچشمهایترین و متعالیترین تجربههای زیسته و دریافتهای وجودی و فکری و شناختی و ذوقی و زیباشناختی انسان، همه یکسر مصادیق و مظاهر و مدلولها و صورتهای ناملموس و ملموسِ گشودگی و آشکارگی وجودی و فرهنگی انسان هستند و محسوب و تعریف میشوند.
به دیگر سخن، انسان هستنده و باشندهای فرهنگیشده و فرهنگی و فرهنگپذیر و فرهنگساز است. گشودگی وجودی او، گشودگی و آشکارگی فرهنگی است. انسان در فرهنگ و فرهنگی، در جهان افق گشوده است. نسبت انسان با فرهنگ و مواریث فرهنگی، اعم از ملموس و ناملموس، وجودی است؛ ماهوی، ریشهای و سرچشمهای است.
ایران، تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان ایرانی، بیهیچ اغراق و به گواه شواهد و قرائن بسیار و پرشمار، یکی از دیرینه و دیرپاترین و غنی و تأثیرگذارترین سرزمینها و قلمروها در جغرافیای تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری بوده است.
اینک نیز در میانه آوردگاه، با قامت استوار سنگربانان و سینهستبر پاسداران و میراثبانان ارزشهایش و سنگرداران شرف و عزتش و با پایمردی زنان و مردان و فرزندان دلیر و جانبرکفش، رویاروی یکی از شرور و یاغی و قلدر و افسار گسیختهترین نظامهای افزونخواه و سلطهجو و وحشی، ایستاده است.
در موقعیتی اینچنین حساس و اینچنین سرنوشتساز و اینچنین دشوار و اینچنین سنگین و سهمگین، سربرکشیدن و درآمدن و بر صحنه آمدنِ هماهنگ و دستدردست هم و همراه و همگامِ قاچاقچیهای حرفهای و سوداگران و ناموسفروشان مواریث فرهنگی کشور و فعال شدن عناصر و عوامل نفوذیشان در درون و بیرون نهادهای رسمیِ صدارت و وزارت میراث فرهنگی و تاختوتازشان علیه سنگربانان و سنگرداران مواریث فرهنگیِ مُلک و ملت و میهن، تصادفی نیست.
پاسداری و صیانت از سنگر فرهنگ و مواریث فرهنگی یک ملت، پاسداری و صیانت از شرف و عزت و سرزمین و جغرافیای ارزشها و حریم و حرمت و اقلیم و عالم و زیستجهان وجودی اوست.
با تیغ و تیرِ تحقیر و تحریف و تهمت و زخم زدن بر قامت بلند و استوار و کارنامه درخشان میراثبانان و سنگرداران و فرزندان سختکوش و دانا و توانا و هوشمند و هشیار و بیدارِ مواریث فرهنگیِ مُلک و ملت و میهن، «عرض خود بردن و زحمت ما داشتن» است و خیانت و خباثت در امانت و همراه و همسو گام و همکام شدن با دشمنان مُلک و ملت و میهن ما.
هر بار که این قلم مروری بر طومار سنگربانی و سنگرداری و کارنامه درخشان پاس و میراثداری زنان و دختران دلیری چونان سرکار خانم دکتر حمیده چوبک و صحابی هوشمند و دلیر و هشیار و بیدار رسانه، سرکار دلیر و معزز خانم مریم اطیابی و سعیده خانم اسدیان، شریف و شرافتمند، و البته و صدالبته کارنامه درخشان علمی و پژوهشی و اجرایی آقای دکتر دهپهلوان عزیز و پژوهشها و کارنامه نفسگیر میدانی و کاوشها و دستاوردهای مهم و درخشان میدانی آقای دکتر وحدتینسب عزیز و دیگر دوستان و همکاران و سنگربانان همراه و همگامشان میکنم، میستایمشان. تحسینشان میکنم. ستودنی و تحسینبرانگیز هم هستند.
فرهنگ تنها اکتسابی عمل نمیکند و اکتسابی استمرار ندارد؛ گزینشی هم عمل میکند و دست به انتخاب میزند. هر آنچه درخشان و اصیل و گوهرین و مفید است، پاس و نگاه و گرامی و عزیز میدارد. هر آنچه حقیر و پست و بیاصلونسب و بیریشه است، میکوبد و میروبد و به دور میریزد و به دور میفکند و فراموش میکند و از یاد میبردش.
میراثبانان، میراثداران، با کارنامه درخشانشان میمانند. کارنامه درخشانشان پاس و گرامی داشته میشود. در یادها و خاطرهها میمانند.
میراثستیزان و قاچاقچیهای حرفهای، اگر هم در یادها و خاطرهها بمانند، از کارنامه سیاه خیانتها و خباثتها و نام ننگشان سخن خواهد رفت و سخن گفته خواهد شد.
